رادیو انجمن دیستروفی ایران
دانلود پادکست های انجمن دیستروفی ایران
نوشته شده در تاريخ جمعه 09 مرداد 1405 توسط radio-dystrophy-podcast | ارسال نظر(0)

 

 

 

 

 

 

 

 

 


دانلود و شنیدن آنلاین

  • نوشته شده در تاريخ جمعه 09 مرداد 1405 توسط radio-dystrophy-podcast | ارسال نظر(1)


    Caption

     

    تهیه گننده : صلاح الدین احمد لواسانی

    قسمت اول : گفتگو با خانم دکتر رامک حیدری 

     


    نوشته شده در تاريخ جمعه 09 مرداد 1405 توسط radio-dystrophy-podcast | ارسال نظر(0)

     

     

    • اینجا، صدای زندگی‌ست...

      صدای انسان‌هایی که شاید مسیرشان متفاوت باشد،

      اما رؤیاهایشان، امیدهایشان و قلب‌هایشان،

      مثل همه ما، برای زندگی می‌تپد.

      اینجا، صدای کسانی‌ست که با دیستروفی زندگی می‌کنند؛

      کسانی که هر روز، با صبوری و امید،

      یک قدم دیگر به سوی فردایی روشن‌تر برمی‌دارند.

      اینجا جایی‌ست برای شنیدن،

      برای گفتن،

      برای آگاهی،

      برای همدلی و همراهی.

      از تجربه‌های زندگی می‌گوییم،

      از چالش‌ها و توانمندی‌ها،

      از علم و درمان،

      از خانواده‌ها و همراهان،

      و از امیدی که هیچ محدودیتی نمی‌تواند آن را خاموش کند.

      این صدا، صدای ماست...

      صدای جامعه دیستروفی ایران.

      با هم می‌شنویم،

      با هم آگاه می‌شویم،

      و با هم، برای ساختن دنیایی بهتر قدم برمی‌داریم.

      اینجا رادیو دیستروفی ایران است؛

      صدای زندگی، صدای امید، صدای ما.*

     


    نوشته شده در تاريخ جمعه 09 مرداد 1405 توسط radio-dystrophy-podcast | ارسال نظر(0)

       

     اینجا تهران است 

    رادیو دسیتروفی ایران 

    سراینده و  تهیه کننده  :   صلاح الدین احمد لواسانی

    گوینده : رضا  نیک مهر

    دیری ست ،

    این دل بی جهت ،

    نا مهربانی می کند

    غم می خورد ،

    کز می کند ،

    میل جوانی می کند.

     

    فریاد مستی

    می کشد ،

    بی ترس و بیم

    از محتسب

    بر جانم ، آتش می زند.

    من را

    روانی می کند.

     

    در آسمانها

    می پرد ،

    چون طائران

    تیز پر

    گاهی

    به دریا می رود ،

    یک دم

    شبانی می کند.

     

    اندی

    صبور می شود ،

    چون سنگ ،

    سخت و بی صدا

    یا دائما"

    نق می زند ،

    بلبل زبانی

    می کند.

     

    چون شمع

    روشن می شود .

    می سوزد از

    راز درون

    گل را

    نوازش می دهد ،

    بس

    دل ستانی می کند.

     

    گاهی

    به چنگ و

    رود و عود ،

    آنی نشسته

    در سجود

    با پر

    به جوهر می زند ،

    نامه

    پرانی می کند .

     

    عاشق شده

    گویی دلم ،

    این است

    شاید مشکلم

    باید

    ببینم تا به کی ،

    دل

    سر گرانی می کند؟

     


    .: Weblog Themes By LoxBlog :.

    تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.
    💬 نظرات کاربران
    💬ثبت نام کاربران
    💬ورود کاربران